بازگشت
jبازگشت:
این روز ها حال و روز خوبی ندارم. نمی دونم چرا ولی سردرگم و بی حس و حالم. خیلی دوست دارم دوباره برگردم به ..
راستشو بخواهید هر چی فکر می کنم که برگردم به کی نمی تونم لحظات خوبم رو تصور کنم. بچگی که اصلا حرفش و نزن پر بود از دغدغه های مختلف از نوجوانی که اصلا تو تصور من یکی نمی گنجه که یه پسره 17- 19 ساله بتونه تو اون شرایط مسخره رشد، زندگی خوبی داشته باشه. به هر حال جوانی هم که ما از اون دل خوشی نداریم.
فقط گاهی یه چیز هایی تو ذهنم می یاد . می دونید من از زندگی تنها یه چیز می خوام نه بیشتر و نه کمتر. شاید خیلی ها بخواهند که پول خوب زن زیبا و یا ماشین اخرین مدل داشته باشند. نه من تنها یه چیز می خوام و واقعا می خواهم که به دست بیارم. اون هم خیلی ساده است. تنها اینکه راحت بتونم بیدار شم. سرحال باشم و به کار هایم اونجوری که خوم می خواهم برسم. شاید مسخره باشه که ادم از تمام چیز های دنیا اینو بخواد. ولی واقعیت اینکه من بقیه چیز ها رو خیلی راحت به دست میارم. اینو جدی میگم. اگه کسی هم راه کاری داره که بتونه کمک کنه واقعا ممنونم می شوم که بهم بگه.
پینوشت 1: دوست ندارم مثل خیلی ها با طرح یه پرسش بخوام اما بازدید کننده ها رو زیاد کنم. اگه خواستید می تونی مستقیم با ایمیلم در ارتباط داشته باشید.
پی نوشت دو: شاه امفاکتوس هم در ادامه پازل چیزهای نوشته بود که لازم می دونم که سر فرصت جواب بدهم. البته باور می کنم اعلی حضرت خیلی با سوادی و من هم فقط می خواهم که از این دنیای انترنت حداقل نسیبی برده باشم و به اطلاعاتم اضافه کنم و اون اطلاعاتی که دارم رو هم یه محکی بزنم.
پی نوشت سوم: این نوشته از طرف کسی نوشته شده که خیلی از دوستانش و کسانی که اونو از دور می شناسن بهش غبطه می خورند. فوق لیسانس یه رشته خوب، دانشجوی دوره دکترای یکی از دانشگاه های معتبر اروپا با بورس خوب. مقالات زیاد، تو رشته خودش و گرایش خودش حداقل جزو 5 نفر اول ایران تعریف از خود نباشه یه کم خوش تیپ و خوش صحبت و ... ولی خودم می دونم که اینجوری نیست. یعنی اون چیزی که می خواهم نیستم. اگه نظری داشتید بگید. خوشحال می شم به عنوان یه کمک.
