بی اینترنتی
این روزها اینترنت خونه ام قطع شده و اون هم به خاطر قطعی تلفنی و اون م به خاطره خوردن کفگیر به ته دیگه و اون هم به خاطره بی کاری و اون هم به خاطره...
بگذریم. هر چی ادامه بدم به یه نقطه می رسه که نمی خوام در مورد حرفش بزنم.
خوب ادامه پست که در مورد تاریخ نوشتم رو حتما می نویسم. فقط چند روزه دیگه که کارام یه کم کمتر شد.
این مدت خیلی فیلم دیدم. اولیش یه فیلم درجه سه سینمای هالیود بود- نقطعه داغ که بگذریم از اون فیلم هایی بود که تا اخرش تورو مجبور می کرد بشینی و اخرش هم هیچی.
فیلم دو هم یه فیلم درجه یک و نیم هالیود بود به اسم گیگلی- بهترین صحنه اون فیلم هم زمانی بود که بن افلک و جنیفر لوپز در مورد هم جنس بازی حرف می زدند. فیلم جالبی بود.
فیلم سوم هم یه فیلم بود از برتولوچی- عالی بود اسمشو فکر کنم ترجمه کرده بودند زیبای الوده یه همچین چیزی
فیلم چهارم- خانه ای نزدیک برکه بود. خیلی خوشم امد. خیلی خیلی- از اون فیلم باز های حرفه ای و طبعاً یه منتقد سینما هم نیستم. تنها درجه بندی که اینجا ارائه می دم یه سلیقه شخصی شخصیه و شاید اون فیلم های که من نگاه می کنم و به نظرم فیلم های مزخرفیه یه شاهکار باشه- و ایضاً شاید برعکس این مسئله هم صدق کنه.
دلیل فیلم دیدن توی این مشغله کاری در رفتن از زیر کاره و دیگر هیچ- شاید بخوام روی کارم تمرکز نکنم. شاید بخوام که فعلا تعطیل و بای بای ولی.....
بگذریم
پی نوشت یکم:
این روز ها چند تا اس ام اس جالب توی ایران رواج پیدا کرده می نویسم که شاید به درد شما هم بخوره: زندگی قصه مرد یخ فروشیست که از او پرسیدن فروختی؟ جواب داد: نخریدند، تمام شد!( منسوب به شریعتی- سوء تفاهم پیش نیاد میگن که شریعتی اینو گفته من نخوندم ازش)- دومی: به شانه ام می زنی که تنهایم را تکانده باشی، به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های ادم برفی!
پی نوشت دوم:
تا چند روزه دیگه یه سری اتفاقات جالب برام خواهد افتاد و منتظرم که ....
