تبليغاتX
ساعت بیست و پنجم

ساعت بیست و پنجم

ادامه همون پست قبلی

سلام.

قبلا از هر چیز معذرت می خوام که این مدت ایمیل هام به صورت نا مرتب جواب می دم. سرم یه کم شلوغه نتونستم زیاد واسه ی اینترنت وقت بزارم.

خوب بریم سر سوال:

1.    از این جا شروع کنیم که یه تاریخ چه مختصر در مورد این مسئله پیدایش نظریه های تطور رو بگم. البته یه مقاله ام دارم که اون هم واستون می فرستم و شاید اون تا حدودی بتونه جواب گوی سوال شما بشه.

2.    مسئله از این جا شروع شد که یه بنده خدایی یه روزی به این فکر می افتد که ببیند اولین بشر و تاریخ خلقت جهان چی بوده. به همین دلیل پا می شه میره و به صورت معمول از یه عالم می پرسه. خوب عالم اون زمان کی می تونه باشه؟ یه کشیش یا یه اسقف . به هر حال سوال در ظاهر خیلی راحت بوده و مسئله این بوده که تاریخ خلقت جهان کی است؟ اسقف یه کمی اینطرف و نگاه می کنه یه کم هم اون طرف و بعد از مدتی اندیشیدن و تفکرات عالیه می گه که 17 اکتبر 4004 قبل از میلاد مسیح!!! دقیق دقیق. خوب اون زمانهم کسی که جرات نداشت که روی حرف کلیسا حرف بزنه( ادم یاد دوره زمونه خودمون می افته توی ایران....). خوب پس این شد تاریخ جهان تا حدود سال 1650 اسم اون اسقف هم جیمز اشر در تاریخ ثبت می شود.

3.    یه مدت بعد یه سری کشفیات می شه. دهه 1820 یه بنده خدایی به اسم جورج کویه( فرانسویه) روی اسکلت حیواناتی که منقرض شده بودند کار می کنه و همین اقا پدر دیرین شناسی جانوری اسم می گیرد. این اقا با استفاده از لایه های زمین شنا سی توانسته که تشخیص بده که دایناسور ها یه زمانی قدرت غالب بر روی زمین بوده اند. البته اون هم از اشتباه مذهبی به دور نمی مونه و خلاصه دلیل انقراض دایناسور ها رو هم سیل عظیم ذکر شده در کتاب مقدس ( همون طوفان نوح قرانی) ذکر می کند.( یه خاطره: یادمه در مسجدی نشیسته بودیم همین چند سال پیش، مجلس ترحیمی بود و جناب حضرت شیخ داشت در مورد تفاسیر قرانی منبر به دست هوار می کرد: ای مردم، نوح پدر دوم ماست بعد از ادم ابوابشر چون او بود که از هر جفت نر و ماده ی جانداران جفتی برگزید و روان کشتی نمود. و دلیل اینکه ما دایییییناسوور نداریم همین بوده که در کشتی حضرت نوح( ع) جا نمی گرفتند. !!!! خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. قرن بیست و یکم و هنوز.... روحتان شاد) بگذریم.

4.    یه مدت بعد زمین شناسی وارد میدان می شود و اقای به اسم ویلیام اسمیت عزیز که زمین شناس برجسته ای بود و به پدر زمین شناسی لقب گرفته، باعث پیدا شدن اولین شک و شبهات به تبار شناسی کتاب مقدس را وارد می سازد.

5.    خوب اگه دقت کنید فعلا از باستان شناس و مورخ خبری نیست تا اینکه این نظریات گهر بار اقایان زمین شناس یه بنده خدایی به اسم جارلز داروین رو به فکر وا می داره و ایشون هم کتاب : اصل انواع: که شالوده تفکر تطوری در غرب است رو در سال 1859 م منتشر می کنه.

6.    یه کم بریم سر وقت این داروین: خوب چالز داروین عزیز پدر بزرگشم مثله اینکه سرش درد می کرده برای زیست شناسی و شناخت انواع موجودات.

این چارلز عزیز هم با یه کشتی انگلیسی شروع می کنه به جهان گردی. و همین سفر تحقیقاتی بود به امریکایی جنوبی و شروع نوشتن کتاب عظیمش.

این داروین هم البته یه کم خجالتی تشریف داشته اند و تا چند سال نظریاتش رو منتشر نمی کند. یعنی در حدود 20 سال!!!

7.    دلیل اینکه 20 سال ناقابل طول می کشد این بود که می ترسید مانند نظریات اون زمان با مخالفت بزرگان کلیسا مواجه بشه و اون زمان هم شریعت مقدس الهی در اوج قدرت بر هر چیزی فرمان می راند.

8.    خوب اساس نظریه داروین بر دو اصل انطباق طبیعی و تنازع بقا بوده.

9.    بیا یه کم در این مورد بحث کنیم ببینیم یعنی چی،. خوب باید برگردیم به زمانی که داروین بعد از گذشت پنج سال دوباره وارداروپا شدو رفت سراغ کتابخانه ها برای اینکه ببینه نظریات جدید چیه و در زمانی که نبوده چه اتفاقی افتاده. اینجارو مستقیم از مقاله براین فاگان نقل می کنم:

10.                       داروین بعد از بازگشت خود به انگلیس اولین مطالب خود را تحت عنوان راه های تغییر انواع گونه ها در طول زمان را نوشت. در سال 1838 او نظریه مشهور مالتوس با عنوان « مقاله درباره ی جمعیت » را مطالعه و خیلی زود متوجه شد که به یک نظریه مهم دست یافته است. مالتوس چنین استدلال کرده بود که ظرفیت تولید مثل انسان ها فراتر از ذخیره غذایی موجود است. به تعبیر دیگر اینکه انسان ها باید برای دست یابی به احتیاجات اولیه زندگی باید با هم رقابت کنند. داروین از خود پرسید که اگر انواع جدید به وسیله تنازع بقا شکل گرفته اند، در کدام قسمت به خوبی سازگاری پیدا کرده اند که زنده مانده اند و در کدام قسمت به صورت بد سازگاری یافته اند که حذف و نابود شده اند. خوب این نظریه تطور داروین و البته بگم که چیزه تازه ای نیست. تعدادی از دانشمندان و حتی فیلسوفان نیز در مورد اینکه جهان از روز اول همین جور بدون تغییر باقی مانده نظراتی ارائه کرده بودند. از حداقل قرن ششم قبل از میلاد. خوب وارد فلسفه نشیم فعلا تا بعد در مورد این نظریه هم حرف بزنیم. یکی دوتا کتاب خوب نظری هم پیدا کردم در مورد رد نظریه فلسفی تطور انسان که دارم می خونم و بعد هم خلاصه اش رو همین جا بیان می کنم.

11.                       خوب کجا بودیم... اها رسیم به داروینسم. اره این بنده خدا همچنان که حدس زده بود مورد هجوم کلیسا از یک طرف، هجو دوستان و مردم از طرف دیگر واقع شد و او را متهم کردند که ادم مقدس را از نسل میمون بر می شمارد. ( این هم بگم که نظریه داروین تا کنون دچار تغییرات اساسی شده است و نئو داروینسم ها روی کار امده اند، در مورد این مکتب من شرمنده چیزی تا حالا ندیده ام و نخواندم).

12.                       یکی دیگر هم در سال 1858 به اسم الفرد والس هم تقریبا به همین نتیجه رسیده بود و برای  داروین هم نسخه ای از دست اوردهایش را می فرستتد که عزیز جان ناراحت نشو که تنها نیستی.

13.                       خوب از بحث زمین شناسی و زیست شناسی بود که چیز های که در لایه های زمین شناسی و همراه با استخوان حیوانات منقرض شده به دست می امد را تا حدودی توضیح می داد. و این بود اولین پایه های باست ان شناسی.

14.                       دوباره انگلیسی ها!( قاسم اون تنگ بردار بیار که انگلیسی ها اومدن) سال 1797 در کشور انگلیس در نزدیک های یه دریاچه( سوفولک) تعدادی ت  بر دستی پیدا شد که همراه اون استخوان یه اسب ابی هم وجود داشت. کاشف این اثر جیمز فرای بود. ایشان یه نامه تنظیم می کند و اشیای رو که پیدا کرده بود را به انجمن عتیقه بازان لندن( این انجمن هنوز دارد کار می کند!!!!) رو می فرسته و در نامه اش هم توضیح می دهد که این مربوط به زمان بسیار کهنی تعلق دارند. همزمان با این کشف تعداد دیگری هم ابزار و استخوان به دست می یاد از مناطقی در اروپای غربی ولی تنها مشکلش اینه که به دست باستان شناسان اماتور بوده و زیاد مورد توجه دانشمندان قرار نمی گیرد حتی بعضی ها می گویند که مربوط به اجاق های جدید بوده که به دلایل زمین شناسی به صورت لایه ی جدید در آمده اند.

15.                       یکی دیگر از این پیشگامان که ضربه سختی رو به نظریه قدیمی وارد می کنه، ژاکوب بوچر دپریس بوده که کارمند ساده ی شهر ابویل شمال فرانسه است. اوقات فراغت این اقا بوده که باعث شد که ما اطلاعات بسیار خوبی از همین منطقه به دست بیاریم. سال 1837 ایشان به تنهایی به جمع اوری سنگواره  ها مشغول می شود و در بستر قدیمی یه رودخانه آثاری از استخوان ها و ابزار های مربوط به انسان ها رو پیدا می کنه. اون ادعا می کنه چیز هایی که پیدا کرده مربوط به قبل از سیل جهانی ذکر شده در کتاب مقدس است. متاسفانه زیاد به این بنده خدا هم توجه نشد( البته می گویند یکی از دلیل این عدم توجه این بوده که اون نثر خسته کننده در نوشتن داشته و همچنین یه کم، یه کم بیشتر نه! مغرور تشریف داشته اند، عرض شد یه کم ها بیشتر نه!!!).

16.                       ولی همین اقا در مقاله ای اولین شک رسمی رو به تاریخ ارائه شده از طرف کلیسا رو وارد می کنه.

17.                       در سال 1856 م یه جمجمه عجیب در غاری در دره نئاندر در المان به دست امد. ( نئاند اسم دره و تال هم یعنی ادم). مشخصات این جمجمه با انسان امروزی فرق های اساسی داشت. جمجه یه کم بزرگ بود و قوس ابروهای بزرگی داشت و یه سری مشخصات دیگر خاص خود. تعدادی دوباره طبق معمول این کشف رو رد کردند.( ذکر یه نکته خالی از لطف نیست که این جمجمه به عنوان اولین نئا ندرتال کشف شده مربوط به انسان نئاندتال شناخته شده است ولی در واقع اولین کشف این گونه در جبل طارق و شش سال قبل از این کشف بوده، ولی این کشف در المان بیشتر مشهور است).

18.                       خوب اینجا دیگه یه سری دانشمند دیگه مجبور می شوند که این کشفیات رو بپذیرند و چند کشف دیگه رو هم مزید بر علت می شود.

19.                       بعد از چاپ این کشفیات و همچنین نظریه داروین و اتفاقاتی از این دست، جامعه علمی اروپا نسبت به پذیرش این امر از خوش انعطاف نشون می ده و به هر حال این مسئله رو به عنوان یک نظریه علمی می پذیرند.

20.                       رسدیم به بیستمین مورد و اینکه تغییرات اجتماعی در قرت نوزدهم که با انقلاب صنعتی در اروپا همزمان است باعث پیشرفت کشفیات زیادی در زمینه انسان و نظریات مربوط به نوع انسان شده است. و همین کشفیات پراکنده در حال حاضر باعث پایه ریزی علم ب استان شناسی و انسان شناسی شده است.

پی نوشت یک:

جالبه بدونید همین چند ماه پیش در یه نظر سنجی در امریکا در مورد پذیرش داروینیسم در جامعه امریکا نظر سنجی شده بود و 53 درصد مردم هنوز به خلقت از نظر کتاب مقدس اعتقاد راسخ داشتند!!!

پی نوشت دوم:

همین چند ماه پیش دوباره نظریه داروینسم به یه نوع دیگه مورد هجوم واقع شد. اون هم از طرف یه سیاست مدار! یکی از وزیران المانی تاکید کرده بود به جای ترویج  و انتشار داروینسم در مدارس المان باید خلقت از نظر کتاب مقدس، تدریس شود که با موضع گیری دانشمندان اروپایی مواجه شد.

پی نوشت سوم:

ساده نویس هم کاره سخته ایه. اصلا نوشتن کاره سخته یه.

پی نوشت چهار:

فکر کنم یه کتابی هست که بنونید توی انقلاب پیدا کنید. سر اغاز( نویسنده : برایان فاگان، ترجمه احمد شاملو، انتشارات سمت، جلد اول، فصول اول کتاب)

 ادامه دارد اون هم شدید. ۱۲ صفحه دیگر هم مونده!!!!

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت   توسط بابای کاوه  |