تبليغاتX
ساعت بیست و پنجم

ساعت بیست و پنجم

در سفر

به نا به شرایط شغلی که دارم. گاهی پیش میاد که یه مدت زیادی در سفر باشم. حالا هم در مرز استان کهگلیویه و بویر احمد و خوزستان هستم. طبیعت در اوج خودشه. به راستی زیباست. البته بهار واقعی اینجاست. گاهی اسمان چنان چهره در هم می کشد که انگاری سیلابی به شکم دارد و گاهی چنان خورشید می تابد که گویی به خشم امده از عصیان ادمیان. اگر دست داد بر سر مزار حسین پناهی می روم. بیست کیلومتری اینجا. انکه محبوب منست و  انکه دوستش می دارم.

ساعت کاریم یه جوری است که حداقل دوازده ساعت مفید اینجا کار می کنم. البته واقعا از این کارکردن خوشم می یاد. تصمیم گرفته ام که از این به بعد هر جای رفتم سفر نامه ای بنویسم از مردمش از اتفاقاتی که می افتد. در پست بعدی یاداشت های این چند روزه را حتما خواهم گذاشت.

به امید پستی دیگر

 

+ نوشته شده در  87/01/21ساعت   توسط بابای کاوه  |