تبليغاتX
ساعت بیست و پنجم

ساعت بیست و پنجم

کل کل روشنفکرانه

بدون مقدمه  نوشته پایین در مورد پست قبلی بود و بحثی که در این مورد شد

امممممم. راستش من یک کمی مشکل دارم با این نوشته! اول اینکه این نوشته از زاویه ای نگاه کرده که بیشتر به نظر می رسد اتهامات رو متوجه زنان و دختران می بینه (می دونم، اون قسمت لباس پسره و... رو هم خوندم، اما جو کلی متوجه رفتارهای زنان و دختران و ربط دادنش به ادعاهای روشنفکریه. پاراگراف اول بخصوص که به عنوان پیش فرض جنسیت این روشنفکر نمای بیچاره رو زن نشون می ده!)
دومین مشکلی که دارم راج به بحث حجاب و ایران باستانه. آخه گیرم که تو ایران باستان این حجاب و حتی مدل های خیلی بدترش رایج بوده. اصلاَ من دربست همه حرف های شما رو راجع شواهدی که تو موزه ها و کتاب های تاریخ و دیگر رفرنس هاست قبول می کنم. آصلاَ فرض کنیم خود خود اسلام با این کیفیتش هم به جای عربستان تو ایران ظهور کرده بود. آیا این در کیفیت ماجرا تغییری می داد؟ قراره همه چیز مثل ایران باستان باشه؟ اگه روشنفکرنمایی و تقلید کورکورانه بده (که بده)، آیا تقلید زندگی ایران باستان چیزی رو حل می کنه؟.

اما راجع عرف و فرهنگ و... . راستش من می تونم بپذیرم کسی بگه این کار رو نباید کرد، چون به این دلیل و این دلیل و این دلیل منطقی نیست. اما، اما باور کنید فرهنگ و عرف ایرانی اصلاَ خط کش خوبی نیست.

ببین من منظورم این نیست که حساسیت های پدر مادر راجع به دوستای آدم چیز مسخره ایه، یا به قول شما با چهار پنج تا کردن کلفت شمال رفتن کار عاقلانه ایه! اما اینها هیچکدوم به خاطر فرهنگ و عرف ایرانی نیست که اشتباهه، اینها اشتباهه چون منطقی نیست، عاقلانه نیست و... (هرچند که ممکنه عرف و فرهنگ هم خیلی جاها مبنای منطقی داشته باشه، اما خیلی جاها هم نداره متاسفانه یا حتی باهاش ضدیت داره!)
خلاصه که این بود سخنرانی من فعلاَ!

 

1.     در مورد مخاطب اصل این قضیه- تا حدودی حق باشماست- ولی روی سخن با هر دو  بود. ببینید توی کشوی زندگی می کنیم که هیچی سر جای خودش نیست. هیچی.... اونایی که باید درس اخلاق بدن بر مسند بی اخلاقی و دروغند. بگذریم... که سیاسی نشه.

2.     این پدیده روشنفکر مابی و روشنفکر زدگی قبول کنیم که بین خانم ها بیشتر رایجه- البته از این دید نگاه کنیم که ظرف وجودی خانم ها برای پذیرش مسائل جدید و پدیده های تازه همیشه بهتر از آقایون بود. این جمله مشهور بنده هم به خاطر داشته باشید که جوهره اصلی جهان بر پایه جنس ماده است و طبعا اون بسیار تاثیر گذار تر بوده از جنس نر ولی این را هم قبول دارم که در طول تاریخ به هر دلیلی تا حدود زیادی به این موجود برتر ظلم شده وو در حقش اجعاف. البته اگه دوست دارید باز هم در این مورد می تونم توضیح بیشتری بدهم.

3.     در مورد حجاب: این مسئله اصلا ربطی به دین و مذهب و باستان و معاصر نداره. منظورم اون بود که در حال حاضر این مسئله حجاب مسئله روزه ایرانه. از طرفی هم بعضی ها این مسئله رو وارداتی و از طرف اعراب می دانند. نه در اصل قضیه و اینکه پوشش هر زنی در واقع باید بر اساس شرایط  و نیاز اون جامعه و ازادی خود شخص باشه من هم موافقم. اره من هم قبول دارم که تقلید بد همیشه بده. غرض از این که من دارم روی این ایران باستان تاکید می کنم. به یک دلیل ساده است و تبلیغاتی که در حال حاضر در این زمینه داره انجام می شه و ایران باستات را مدینه فضله و اتوپیایی جهانی می دانند بود. می خواستم بگم که مسئله حجاب یک چیز ایرانیه. و اگر قرار بر بزرگی و مدینه ی فاضله شماست پس باید اون رو هم مد نظر داشته باشید. من خیلی سر این مسئله بحث میکنم و اینکه متاسفانه در 70 سال گذشته از ایران باستان و این که قبل از اسلام ایران یک جنت و فردوس برینی بوده که همه چیز در اوج خودش بوده، خیلی تبلیغات می شود. ولی واقعیتش یک چیزه دیگه است. اگر خواستی این جا رو هم باز می کنیم

 این تعبیری که می کنم در مورد فرهنگ یه چیزه شخصیه و شما می تونید قبول نکنید. فرهنگ – کاری به تعریف اکادمیک ندارم- ولی مانند طلا است. طلا تا بیشتر زیر خاک بمونه ناخالصی هاشو از دست میده و چیزی که باقی میمونه یک چیز ناب و این مسئله تا طولانی تر باشه خوب خالصتر در می یاد. اما در مورد فرهنگ هم اینچنینه. میدونید مهمترین مشکل در فرهنگ ایرانی چیه؟( فکر کن.... اگه بگی یه جایزه خوب  داری)

4.      خوب اینه که فرهنگ ایرانی اجازه آزمایش و خطا رو بهش ندادن..... خوب اینجوری بگم که فرهنگ ایرانی همیشه و در حالی فرهنگی بوده بر پایه مذهب و یه سری خودخواهی و برتری جویی ایرانی و اریایی. خوب دوباره بحث بر انگیز شد..... قدمت اسکان بشر در سرزمین ایران در حدود 800 هزار ساله.... ولی اگر به تاریخ که مدون شده نگاه کنیم و ببینم که از حدود 2500 سال پیش به این طرف ایرانی ها خودشان را همیشه و در حال برتر از دیگران می دونستند و جالب بدونید که در تمام نوشته های ایرانی که به دست امده در این مدت- چه هخامنشی، اشکانی و ساسانی و بعد از اسلام- خدا اول و اخر این نوشته ها بوده. از طرفی می دونید که دین بر اساس ذات خودش چهار چوب مداره. و از طرفی دیگر دین های ایرانی همه تک خدایی بوده و مانند غرب و یونان چند خدایی نیوده که از برکت جنگ و دعوا و عشق و هوس خدایان و الهه ها بتوان تا حدودی یک سری داب( رسم) و فرهنگ را تغییر داد. پیچیده شد.... ببین توی ایران از زمانی که ما تاریخ مکتوب ایرانی داریم وابسته به مذهب و دین بوده ایم. این مسئله باعث شده که همیشه فرهنگی که توی ایران بوده بر اساس یک سیستم فکری که دین شارع آن بوده رقم بخوره و به ما اجازه ندن که بیشتر و خارج از محدوه آن فکر کنیم . نمونه اش هم جریان مزدک و مانی در دوره سا سانی است. خوب همین عدم آزمایش و خطا در فرهنگ باعث شده که یک فرهنگ راکد و ساکن داشته باشیم که بسیاری از جنبه های آن توجه نشده است. نمی توان تا زمانی که یک ماشین در شرایط مختلف قرار نگیره بگیم که ماشینه خوبیه. مثال: فرهنگ ایرانی چه جوابی برای ورود یک دستگاه وسیله ای وارداتی به عنوان ماهواره داشت.؟ دوگانه گی فرهنگی... عجله نکن.... نمی خواهم در مورد تهاجم فرهنگی بحث کنم..... در خانه ای ماهواره باشد طبعا یک سری تصاویری پخش می شود که این تصاویر با واقعیات جامعه نمی خواند و  جوان و نوجوان بیچاره این وسط گیج می شود که کدام بهتر است. بر اساس شرایط سنی- که س ک س در آن حرف اول را می زند- به طرف چیزی گرایش دارد که از ان لذت می برد. پس همینی می شود که حالا شده است. 

5.      یه سوال دارم و اینکه وقتی میگی منطقی نیست و اشتباهه این برداشتو از روی چی می کنی. ؟ از روی فرهنگ از روی عقل از روی احساس؟ اینو ممنون می شم جواب بدی

  پی نوشت.

دارم یا ندارم. مسئله این نیست واقعیت این است.

 

+ نوشته شده در  87/02/13ساعت   توسط بابای کاوه  | 

روشنفکری بالای جان ما

روشنفکر بازی ایرانیان

نه! باور کن دارای راه رو بیراه می ری. روشنفکر بازی اون چیزی نیست که بین تو و دوستات مده. این چرندیاتی که تو بهش فکر می کنه یک تقلید احمقانه از یک سری فیلم و کتاب خارجیه. این به این معنی کار هایی که اونا می کنن احمقانه است. نه جانم! اونا با این فرهنگ بزرگ شده اند و ما با یه چیزه دیگه. ببین اگه تا ساعت ۱۱ شب بیرون بودی و احیانا دوست پسر بدبختت ازت پرسید که کجا بودی؟ نگی که از روشنفکری بویی نبرده. اگه پدرت یا مادرت که برات دلسوزی میکنن از دوستات و احوالات اونا چیزی می پرسن نشونه عقب ماندگی نیست. اگه فردا پاشی با چهارتا گردن کلفت تنها بری توی  شمال و مثلا بخوای اونجا تفریح کنی و بعدا کسی ازت پرسید که چرا تنها دختر جمع بودی بگی   ایششششششش این دیگه کیه. قرن ۲۱ بابا.

قرن ۲۱ بخوره تو ملاج ما که هرچی از از این خارجی های بیچاره گرفتیم ری...م توش و رفت پی کارش. این از ماشین هاشون..... ( مطلب دیروز یا امروز روزنامه دنیای اقتصاد رو که مصاحبه مدیر عامل پژوی فرانسه است رو حتما بخونید) این از صنعت که ما گرفتیم( به تولیدات داخلی نگاه کنید). به مدل و لباس هایی که از اونا گرفتیم( با چشم های خودم دیدم یکی از همین بچه....( هرچی دوست داری جاش بزار) باور کن لباس یک گروه همجنس بازو با افتخار پوشیده بود بدون اینکه خبر داشته باشه. وقتی بهش گفتیم بیچاره نزدیک بود همون جا توی خیابون لخت بشه- اخه ادعا ی مردونگی هم می کرد). این هم از فرهنگشون( دیگه چی بگم که این یکی هر روز و در همه جا عینیت داره- نمونش همونی که بغل دستته و بهش مثلا می گی موبایل... یک لحظه نگاش کن که چی توشه و مردو مردونه از خودت بپرس این موبایله یا).

نه عزیز جان این های که تو می گی روشنفکری نیست. اینکه توی هر جمعی هر گ..ی بخوای بخوری و بعد اگر کسی پرسید که چرا؟ بگی این ها کتی و دهاتی هستند و باید ادم روشنفکر باشه.... تو غلط کردی....تو ....

نمیگم ادمه بسته ای باش. نمی گم تفریح نکن. نمی گم که فاتی کماندو باش نمی گم که زندگی نکن.

نه! ولی حرمت رو نگه دار. ما جایی زندگی می کنیم که یه سری خط قرمز داریم. یه سریش خط قرمز های دولتیه که خودت می دونی کدومارو می گم یه سریش فرهنگیه. اولیش که همین چند روزه پیش دیدیم که توی خیابون زنان هارو به خط کرده بودند و داشتند کیفشونو می گشنتد. ولی اون یکی دیگه فرهنگیه. نمی گم که حجابتو رعایت کن.( هر چند بدانید که در ایران باستان هم حجاب حتی توی دربار هم بوده.... اگه کسی را اعتراضی هست بگو که رفرنس دم دست بدم. با تمام مشخصاتش عینی و بدون غرض. توی مو ز ه م لی. سمت راست اخرین غرفه ساس انیه. دیوارشو معمولا کمتر نگاه می کنند که یه گچ بری س اسانی- برو و ببین) نمی گم که ....

اصلا بی خیال تو برو و اصلا راحت باش. بعد داد بزن که من روشن فکر نیستم و دهاتی هستم . اره اگه دهاتی بودن و سنتی بودن اینه که هستم. وهستمو هستم. اگه روشنفکری که تو میگی اینه که عمرا می روم به دنیای جاهلیت ............

وای از این روشنفکران جاهل که ریشه به تیشه ی خود می زنند. همینه که می بینم نتیجش صفحه حوادث....

کار ایران با خداست( میرزاده عشقی) 

 

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت   توسط بابای کاوه  | 

انگار که همین دیروز بود که این اتفاق افتاد. هشت اردبیهشت ۱۳۸۶. یک سال گذشت و من در این یک سال چها که نکشیدم. عید که شد برای خودم یک اکسترنال هارد خریدم برای این که همیشه راحت باشم از شر بک اپ گرفتن های که باید هر هفته و هر ماه انجام بدهم. به همین دلیل با هر بدبختی بود یک هارد ۳۰۰ گیگی خریدم. و شورع کردم از بک آپ گرفتن کل اطلاعاتم. وقتی تمام شد با خیال راحت نشستم و بعد از یک سال ویندوز نوت بوکمو عوض کردم. این همون کاری بود که زندگی منو از این رو به آن رو کرد. اصلا و ابد در ذهنم نمی گنجید که همچون اتفاقی بیفته و یک دفعه ۱۰۰ گیگ اطلاعات و پایان نامه و همه عکس های نازنینم باد هوا شود. هیچ کس دلیلش را نفهمید فقط اینو فهمیدم که مشکل از یک ویروس یا تروجان یا کوفت و زهر مار دیگری بوده و این باعث شد به جای ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ۲۲ اسفند همان سال دفاع کنم. خارج رفتنم کنسل. دکترای تا حدودی کنسل. کار های مردم. عکس های که ۳ سال زحمت کشیده بودم و خیلی چیزی های با ارزشم از دستم رفت. ۴۵ روز خانه نشین شدم و ریکاوری کردم. خیلی ها برگشت ولی چیزی هایی که با حروف فارسی سیو کرده بود هرگز برنگشت. چندین و چند بار به تمام مراکز کامپیوتری رفتم ولی هیچ کدام موثر واقع نشد که نشد.

به هر حال گذشت اون روزها و دارم در حال حاضر ضربه اونو می خورم. یک سال بد و یک سالی که در ۳۰ ثانیه همه چیز از دست رفت. هنوز استرس های اون لحظه تو وجودمه. نمی دونم که شاید برای شما این اتفاق افتاده یا نه. اون زمان با شانی که حرف می زدم مثلا می خواست که منو دلداری بده گفت مهم نیست حالا ۴ تا مقاله پرید که چیزی نشده<<< داشتم دیوانه می شدم. براستی که.....

بگذریم. امروز سالگرد اون اتفاق نحس بود.

مگن حکمتی تو کار بوده ولی هرچه گشتم حکمتی نیافتم به جز...

 

+ نوشته شده در  87/02/10ساعت   توسط بابای کاوه  | 

دخترک...

دخترک بعد از گذشت یک سال و نیم هنوز گیج است....

نمی داند چرا

برای بی چرای خود ساعت ها گریه می کند.

اینه را دوست دارد

برای پنهان کردن چین های جدید هر روز با آینه سر مگو دارد

هر روز رنگی تازه می افریند. لباسی نو جامه ای نو....

دنبال چرایش می گردد.

شما می دانید چرا؟

پ.ن۱: اصلا و ابدا دوست ندارم در وبلاگ از این متن های ..... ادبی بزارم.

پی.نو.۲ یک حسی بود برای یک دوست

دوستانم هر روز بیشتر سلاح بر زمین می گذارند. گاهی خود نیز وسوسه می شوم برای ساعتی رخت جنگ از روی شانه بیندازم و لحظه ای بیاسایم.

 

+ نوشته شده در  87/02/08ساعت   توسط بابای کاوه  |