تبليغاتX
ساعت بیست و پنجم

ساعت بیست و پنجم

امشب می خواستم یه پست نسبتا طولانی بزارم در مرود این مسئله ای مطرح شده بود در چند پست گذشته. اتفاقا مهمانی داشتیم. زن و شوهر جوانی که ادم های جالبی هستند.

در این مورد بحث های خیلی زیادی شد. ولی راستشو بخواید هیچ نتیجه ای حاصل نشد. گاه تایید حرف بود و گاه به شدت سرکوب می گردید.

گذاشتم سر فرصت که یه چند کلمه ای در این باب قلم فرسایی کنم.

اما پ نوشت ها:

۱. تو رو جون مادرتون جون اون کسی که دوسش دارید کسی راه حلی برای برنامه ریزی زمانی و استفاده از وقت داره. ما رو از اون بی بیهره نفرمایی که دعای ما همیشه پشت و پناه شما خواهد بود.

۲. سر درد عصبی کم کم داره مزمن می شه... قرص ها... امپول ها..... همه و همه رو استفاده کردم. جواب نمی ده.... اگه کسی به کوهستان رفت به جای من نیز نفسی از روی سرمستی بکشد

 

+ نوشته شده در  87/02/21ساعت   توسط بابای کاوه  | 

ساعتی....

ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این

بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

باده غمگینان خورند و ما ز می خوش‌دل‌تریم

رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش

خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال

هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش

من نی‌ام موقوف نفخ صور هم‌چون مردگان

هر زمانم عشق جانی می‌دهد زافسون خویش

 

 

 

مولانا

+ نوشته شده در  87/02/19ساعت   توسط بابای کاوه  |