تبليغاتX
ساعت بیست و پنجم

ساعت بیست و پنجم

سهیل کارو و خودم

H       این پست سه قسمت دارد. قسمت اول برای سهیل است. قسمت دوم هم برای کاروی عزیز و قسمت سوم هم برای خودم!!!

 

سهیل خان:

ابتدای آشنای من با وبلاگ سهیل برمی گردد به آذر ماه. همیشه می خوندم و سعی می کردم که کامنت بزارم.و به خاطر کارم گاهی دور می شدم از داستان های سهیل ولی دورادور می دونستم که داراه چه می نویسه. این داستان چون خیلی طولانی است بزاریم برای بعد.

خوب سهیل تقریبا از چند پست قبلیش شروع کرد به نوشتن در مورد فروید و روانکاوی و جیز هایی از این قبیل و به اسم کارگاه روانکاوی داد بیرون. بحث های جالبی بود. گاهی خوب پیش می رفت و گاهی هم ای به جاده خاکی کشیده می شد.

سهیل از سه چهار پست پیش شروع کرد به نوشتن در مورد دین. به قول خودش هم نمی خوام وارد کتاب ها و رفرنس های مختلف شوم. این پست هم برای این می نویسم که یه جورای به کارم ربط داره و فقط می نویسم که مسئله ی که سهیل اشاره کرده رو تا حدودی بیشتر باز کنم.

ببین در پست های قبلی یک پست خیلی طولانی داشتم در مورد دین که خلاصه اونو با یه سری چیز های جدید اینجا میارم.

خوب اولین شواهد که تاکید می کند به اینکه دین و مذهب و کلا اعتقاد به ماورا از کجا شروع شده شاید برگرد به حدود های 50 هزار سال پیش. ما یه غاری دارم در شمال ع راق به اسم شنی.دار این غار در واقع یکی از مهمترین استقرار گاهی انسان نئاند.ر تال بوده و حدود چند سال هم کاوش باست.ان شنا.سی روی اون انجام شده. یکی از نکات جالب این غار وجود تعدادی تدفین بود! در یکی از این تدفین ها که به تدفین شماره   چهار شهرت دارد یه چیز جالب به دست امده که نشان می دهد برای این خدابیامرز مراسم خاصی انجام شده و با اداب خاصی بوده. نمی خوام وارد جزییاتش بشم که شاید خسته کننده باشه.  تنها اینو بگم که با گل محلی و گیلهان خوش بو سطح اون رو پوششی داده اند و احتمالا می شه این جوری برداشت کرد که اونو برای دنیای بعد از مرگ اماده می کردند!!!. بعد از اون ما شواهد بیشتری از این مسئله رو داریم که بیشتر بر می گرده به اروپا و اولین سری مجسمه هایی رو داریم که به صورت اله های زن به وجود امده اند و اصطلاحا به اونا و نوس می گن( اشتباه نکنید این مجسمه ها هیچ شاخصه زیبایی نداشته اند و بیشتر برای اسم گذاری از و نوس استفاده کرده اند) . خوب پس نشون می ده که ما در حدود ها ی 30 هزار سال پیش یه دین! بسیار ابتدایی داشتیم که بر اساس اینکه زن در تمامی سنن و فرهنگ ها به نماد باروری شناخته می شده به شکل زن تراش خورده اند. خوب پس نشون می ده که اولین خدایان زن بوده اند. این جریان ادامه پیاده می کنه تا دوره ای که کشاورزی بیشتر می شود. خوب اتفاق جالبی می افتد. کشاورزی به چه چیزی احتیاج دارد؟ به نیروی بدنی قوی! این نیرو طبعا مرد است و قدرت بدنی( توجه کنید تنها زور بازو مورد نظر است) او چون بیشتر است بیشتر به چشم می آید. خوب پس نقش مرد بیشتر می شود. همزمان با این مسئله یه اتفاق دیده هم می افته و ان هم اینکه مالکیت خصوصی و حس مالکیت هم بیشتر و بیشتر می شود. زن به عنوان بخشی از دارای  وملک مرد  شناخته می شود. قدرت اقتصادی مردها بالا می رود. از طرف دیده جوامع رشد وحشتناکی پیدا می کنند  ( در مقایسه با دوره های قبل) و این روند در طول کمتر از چهار هزار سال اتفاق می افتد. البته بگم که خدایگان زن هم همزمان با این جریان وجود داشته اند ولی چهره غالب مرد است. این روند دارد ادامه پیدا می کند و مردها از تمام قدرت خودشان استفاده می کنند که زن را بیشتر به عقب برانند و در خانه حفظ کنند. خوب این جریان تا زمان انقلاب صنعتی د راروپا وجود داشته است.

  برگردیم به همون دوره خودمان. ....( یعنی حدود های ده – یازده هزار سال پیش) خوب همزمان با رشد اقتصادی جوامع از طرفی هم رشد جمعیتی اون جوامع یه سری قوانین به وجود می یان. جزییات این مسئله خیلی زیاده و تنها من دارم به جریان دین اشاره می کنم. در این میان قدرت مافوق طبیعی بر اساس طبیعت بوده و خوب دلیل اون هم کاملا معلوم و مشخصه..... هر چه داشتیم از طبیعت بود و اگر قهر خدایان شامل حال کشاورز بیچاره  می شد که اون همه زندگیشو از دست می داد. همین باعث شد از رعد و برق شدید، طوفان، خشکسالی و این چیز ها حساب ببره. بعد عم در مقابل ما یه سری خدای خوب هم داشتیم که مثلا خدای آب، آفتاب و خدایانی که بیشتر م یدادند تا می گرفتند. اقتصاد از یک سمت و رشد قدرت سیاسی تعدادی از این کاهنان و اطباع دور و بر قدرتمندان از طرف دیگر باعث می شود که قدرت کاهنان هم بیشتر و بیشتر شود

 

 پی نوشت:

ادامه دراد. در سفرم طبق معمول

 

+ نوشته شده در  87/05/08ساعت   توسط بابای کاوه  |