ساعت هفت صبح باشه... خسته و کوفته.. چشمانی پوف کرده... متن سخنرانی امادی کنی که خودت توی سخنرانی حضور نداشته باشی و اون هم فقط به خاطر اینکه سربازی نرفتی.. زور نیست... یه سخنرانی طولانی حاصل یک عمر تلاش.....
+ نوشته شده در 87/12/06ساعت   توسط بابای کاوه
|
در دنیای زندگی می کنیم که کسی خودش نیست. در دنیای که خودمان را برای هر کسی رنگی تازه می دهیم. شده ایم پر طاوس نر که وقتی از هم بازش میکند هزار رنگیم و انگاه که بسته شود تنها سیاهی دمی معلوم است. به سوی یک رنگی بتازیم!!!